اهل سنت برای اینکه رابطه خوبی بین اهل بیت پیامبر به ویژه حضرت علی (ع) با خلفا راشدین درست کنند دلایل مختلفی می آورند از جمله ازدواج دروغین بین عمر و ام کلثوم که دلایل دروغ بودن آن را آوردیم ، اما دلیل دیگری  که می آورند نام گذاری فرزندان حضرت علی به نام خلفا راشدین می باشد که این را بهانه ای کردند برای اینکه حضرت علی با خلفا رابطه خوبی داشته است. حال به بررسی این موضوع می پردازیم که ببینیم که اینگونه بوده است ؟

 

نام گذاري به نام عمر

يکي از فرزندان امام علي عليه السلام که اسمش عمر بوده است ، بسياري از تاريخ نويسان نوشته اند که خود عمر اين نام را بر روي فرزند امام علي عليه السلام گذاشته است :

وكان عمر بن الخطاب سمّى عمر بن عليّ بإسمه . أنساب الاشراف، البلاذري ، ج 2، ص 413، تحقيق سهيل زكّار، سير أعلام النبلاء ، الذهبي ، ج 4، ص 134، تهذيب التهذيب، ابن حجر عسقلاني ، ج 7، ص 427 و تهذيب الكمال،المزي ، ج 21، ص 467.

در واقع عمر با قدرت حکومتی که داشته است به اجبار این کار را انجام داده و خود او به نحوی خواسته است که رابطه حضرت علی با خود را حفظ کند.

ثانياً : عمر بن الخطاب ، اسم افراد ديگري را نيز در تاريخ تغيير داده است ؛ از جمله :

إبراهيم بن الحارث بـن عبد الرحمن. أسد الغابة، ج 3، ص 284، الإصابة، ج 5، ص 23..

طحيل بن رباح بـن خالد بن رباح. هامش المصنف، ج 1، ص 61

الأجدع أبى مسروق بـن  عبد الرحمن . الطبقات الكبرى، ج 6، ص 76.

ابن حجر در كتاب الاصابة نام  21 نفر از صحابه را نام مى برد كه اسمشان عمر بوده. الاصابة، ج 4، ص 483.

آيا همگي آن ها به خاطر علاقه به خليفه دوم ، اسمشان را عمر گذاشته اند ؟ شايد بسياري از اين افراد از خود عمر بن الخطاب ، بزرگتر هم بوده اند .

 

نام گذاري به نام ابوبکر

أوّلا: ابوبكر كنيه فرزند علي (عليه السلام) است و انتخاب كنيه بر روى افراد در انحصار پدر فرزند نمى باشد و چه بسا افراد ديگر و يا به مناسبتها و وقايع گوناگون كنيه مناسب روى افراد گذاشته مى شود ثانياً: بنا بر قولى كه نام وى عبد اللّه باشد، در كربلا 25 سال داشت كه ابو الفرج اصفهانى مى نويسد:

قتل عبد اللّه بن علي بن أبي طالب وهو ابن خمس وعشرين سنة .

بنا براين سال ولادت اين فرزند در اوائل خلافت حضرت على (عليه السلام)بوده كه حضرت در آن دوره بدترين و تندترين انتقاد را از خلفاى گذشته دارد  که خطبه 3 نهج البلاغه(شقشقیه) بارزترین آن است و اقایانی که مدعی هستند که حضرت علی با خلفا رابطه خوبی داشته است بد نیست که این خطبه را بخوانند که ببینند حضرت علی با چه شدت تندی روش خلفا گذشته را به باد انتقاد می گیرد .

 

نام گذاري به نام عثمان

امام علي عليه السلام صراحت دارد که :

به خاطر علاقه ام به عثمان بن مظعون اين نام را انتخاب كردم .

إنّما سمّيته بإسم أخي عثمان بن مظعون .  مقاتل الطالبيين، ص 55، تقريب المعارف ص 294 .

 

دلایلی که نام گذاری دلیل رابطه دوستانه حضرت علی با خلفا نیست :

 

1- نام ابوبكر و عمر و عثمان نام مرسوم آن زمان بوده و اسم بسيارى از صحابه أئمّة(عليهم السلام) به اين نامها بوده است مانند:

أبوبكر الحضرمي أبو بكر بن أبي سمّاك، أبو بكر عياش و أبو بكر بن محمد از اصحاب امام باقر و صادق عليهما السلام . عمر بن عبد اللّه الثقفى، عمر بن قيس عمر بن معمر از اصحاب امام باقر عليه السلام . وعمر بن أبان، عمر بن أبان الكلبي عمر بن أبي حفص، عمر بن أبي شعبة،! عمر بن اذينة، عمر بن البراء، عمر بن حفص، عمر بن حنظلة، عمر بن سلمة و... از اصحاب امام صادق عليه السلام .

عثمان الاعمى البصرى، عثمان جبلة و عثمان بن زياد از اصحاب امام باقر عليه السلام ، و عثمان الاصبهانى، عثمان بن يزيد، عثمان النوا از اصحاب امام صادق عليه السلام .

 

2- روايتى از أئمّه (عليهم السلام) مبنى بر نهى از نامگذارى به اين اسمها نرسيده است با اين که از ناميدن به اسم خالد، حارث ، مالك ، حكيم ، حَكَم ، ضريس، حرب، ظالم، ضرار، ومرّة نهى فرموده اند .

 

3- شکي نيست که شيعيان از يزيد بن معاويه و اعمال زشت او تنفر شديدي دارند ؛ ولي در عين حال مي بينيم که در بين شيعيان و اصحاب ائمه عليهما السلام کساني بوده اند نام شان يزيد بوده است  همانند :

يزيد بن حاتم از اصحاب امام سجاد عليه السلام . يزيد بن عبد الملك،  يزيد الصائغ، يزيد الكناسي از اصحاب امام باقر عليه السلام . يزيد الشعر، يزيد بن خليفة، يزيد بن خليل، يزيد بن عمر بن طلحة، يزيد بن فرقد، يزيد مولى الحكم از اصحاب امام صادق عليه السلام .

حتي يکي از اصحاب امام صادق عليه السلام ، نامش شمر بن يزيد بوده است .

آيا اين نام گذاري ها مي تواند دليل بر محبوبيت يزيد بن معاويه ، در نزد اين شيعيان جليل القدر و اصحاب ائمه باشد؟

اگر جواب منفي است ؛ پس نام گذاري به نام هاي عمر ، ابوبکر و عثمان نيز نمي توانند نشانه محبت و دوستي ميان امام علي عليه السلام و اين افراد باشد .

 

4-  نامگذارى فرزندان روى علاقه پدر و مادر به افراد و شخصيتها صورت نمى گرفت و گر نه بايد همه مسلمانان، نام فرزندان خود را به نام رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) نامگذارى مى كردند .

 

5-  از كجا معلوم كه اين نامگذارى ها به خاطر علاقه حضرت به خلفاء بوده مگر نه اين است كه نام عده اى از صحابه به نام ابوبكر و عمر بود، ابن حجر عسقلانی از بزرگان اهل سنت در كتاب الاصابة نام  21 نفر از صحابه را نام مى برد كه اسمشان عمر بوده. الاصابة، ج 4، ص 483

و 26 نفر از صحابه را ذكر مى كند كه نامشان عثمان بوده .الاصابة،ج 4، ص 370

 

6-  نام يكى از صحابه «عمر بن أبي سلمة القرشي» است كه پسر خوانده رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) از ام سلمه بوده است، از كجا اين نام گذارى به خاطر علاقه حضرت امير (عليه السلام) به اين ربيبه پيامبر گرامى(صلى الله عليه وآله وسلم) نبوده است؟

 

7-  بنا به نقل شيخ المفيد (در ارشاد ص 194) نام يكى از فرزندان امام مجتبى (عليه السلام) عمرو بوده است. آيا مى شود گفت: كه به خاطر همنامى با اسم عمرو بن عبد ود و يا عمرو بن هشام ابوجهل لعنهما بوده است؟

 

8- با توجه به آن چه كه در صحيح مسلم آمده، نظر حضرت امير (عليه السلام) نسبت به ابوبكر و عمر اين بود كه آنان دروغگو، گنهكار، فريبكار و خائن مى داند كه عمر خطاب به على (عليه السلام) وعباس مى گويد:

ثمّ توفّي أبو بكر فقلت: أنا وليّ رسول اللّه صلى اللّه عليه وآله، ولي أبي بكر، فرأيتماني كاذباً آثماً غادراً خائناً. {صحيح مسلم  ج 5 ص 152، (ص 728 ح 1757) كتاب الجهاد باب 15 حكم الفئ حديث 49. الباري ج 6   ص 144 وكنز العمال  ج 7  ص 241}

عين همين تعبير را در ادامه در باره خود عمر بن الخطاب نيز دارد و يا ابو بكر را مستبد مى داند و مى گويد:

ولكنّك استبددت علينا بالأمر{ صحيح البخارى: 5/82، كتاب المغازي، باب غزوة خيبر، صحيح مسلم : 5/154}

و از هم نشينى با عمر ناخشنود بود كه  بخارى و مسلم در كتاب صحيح خود نقل كرده اند كه على (عليه السلام) پس از شهادت حضرت زهرا (عليها السلام) كسى را به سراغ ابوبكر فرستاد و آن را به حضور طلبيد و گفت: عمر را به همراه خود نياور، چون على (عليه السلام) از حضور عمر نا خشنود بود:

فأرسل إلى أبى بكر أن ائتنا ولا يأتنا أحد معك كراهيّة لمحضر عمر. صحيح البخارى: 5/82، كتاب المغازي، با غزوة خيبر، صحيح مسلم : 5/154، كتاب الجهاد، باب قول النبي(صلى الله عليه وآله وسلم)لا نورث... .

آيا با توجه به اين موضعگيرى تند مى شود ادعا كرد كه حضرت بخاطر علاقه خود به خلفاء اسم فرزندان خود را همنام آنان قرار مى داد .

 

9- اهل سنت ادعا مي کنند که اين نامگذاري ها همگي به خاطر روابط خوب امام علي عليه السلام باخلفا بوده است . اگر چنين است ، چرا خلفاء هيچ کدام از فرزندان خود را به نام هاي حسن و حسين که فرزندان رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم نيز بوده اند ، ننهاده اند ؟

آيا اين دوستي مي تواند يک طرفه باشد ؟

 

10- اگر رابطه حضرت علی با خلفا خوب بود در حالی که تاریخ گواه است حضرت علی در هیچکدام از جنگها خلفا شرکت نکرد با این که شجاعت و غیرت حضرت علی در میدانهای جنگ در زمان حضرت رسول زبانزد همگان بود .

 

11- اگر رابطه حضرت علی با خلفا خوب بود در حکومت آنها جایی برای خود انتخاب نکرد و افرادی که حتی نمی توان نامشان را در کنار حضرت علی آورد هرکدام فرمانداران نقاط مختلف شدند در حالی که حضرت علی بسیار شایسته تر از آنان بود .

شهید مطهری در کتاب امامت و رهبري در  ص20 و 21 صراحت دارد :

"شخصاً علي عليه السلام هيچ پستي را از هيچ يك از خلفاء نمي‌پذيرد ؛ نه فرماندهي جنگ ، نه حكومت يك استان ، نه امارة الحاج و نه چيزي ديگري از اين قبيل را ؛ زيرا قبول يكي از اين پست‌ها به معناي صرف نظر كردن او از حق مسلّم خويش است."

 

12- اگر رابطه حضرت علی با خلفا خوب بود و عملکرد شیخین را قبول داشت در شوری شش نفره که عمر برای انتخاب خلیفه بعد از خود گذاشته بود و حق بیشتری که به عبدالله بن عوف داده بود و او از برای انتخاب حضرت علی برای خلیفه شدن سه شرط گذاشت که به کتاب خدا و سنت پبامبر و سنت شیخین عمل کند ، که حضرت علی دو شرط اول را پذیرفت اما به دلیل رد کردن شرط سوم خلافت از او برداشته شد ، اگر به قول شما اهل سنت حضرت علی ناراحت بود بعد از فوت پیامبر که چرا خلافت را به او پیشتنهاد ندادند و این را دلیل ناراحتی جزئی که حضرت از خلفا داشت وگرنه به غیر از این مورد از آنها دلگیری نداشت همانطور که بزرگان شما در توجیه کردن خطبه شقشقیه بیان کرده اند که حضرت علی این خطبه را بیان فرمود به دلیل ناراحتی که از کنار گذاشتن او در انتخاب خلیفه بعد از پیامبر بود. خوب در این موقع اگر غیر از این ناراحتی نبود ایشان می توانست به راحتی با قبول کردن عمل به سنت شیخین به خلافت دست پیدا کند اما مطلب مهم این است که حضرت به کل خلافت را حق آنها نمی دانست و جالب تر  در تاريخ طبري يك عبارت خيلي زيبائي دارد كه اصلاً ارتباط به قضيۀ شوري هم ندارد كه مي‌گويد وقتي خوارج از كوفه خارج شدند ، آمدند خدمت آقا امير المؤمنين عليه السلام و گفتند ما حاضريم با تو بيعت كنيم به شرط اين‌كه با سنت ابي‌بكر و عمر عمل كني . علي عليه السلام فرمود :

واي بر تو ، اگر ابوبكر و عمر بر خلاف كتاب و سنت رسول الله عمل كرده‌ باشند ، چه ارزشي دارد كه من بخواهم به او عمل كنم ؟

ويلك لو أن أبا بكر وعمر عملا بغير كتاب الله وسنة رسول الله صلى الله عليه وسلم لم يكونا على شئ من الحق .(تاريخ الطبري - الطبري - ج 4 - ص 56 .)

 

13- اگر رابطه حضرت علی با خلفا خوب بود آن طور که در صحيح ترين کتاب هاي اهل سنت آمده است ، امير المومنين عليه السلام در شش  ماه اول حکومت ابوبکر با او بيعت نکردند و تنها زماني که حضرت صديقه طاهره به شهادت رسيدند ، اين بيعت آن هم از روي اجبار و اکراه صورت گرفته است .

"حضرت زهرا سلام الله عليها بعد از رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم شش ماه زنده بود . بعد از آن كه از دنيا رفت ، شوهرش علي او را شبانه دفن كرد و به ابوبكر كه حاكم اسلامي بود و معمولاً نماز بر ميت را حاكم اسلامي مي‌خواند ، به او اعلام نكردند . در اين شش ماه با آقاي ابوبكر بيعت نكردند ." {صحيح البخاري، ج 5، ص 82}

از ديدگاه شيعه هم ، هيچ بيعتي حتي يک لحظه هم صورت نگرفته است .شيخ مفيد در كتاب الفصول المختاره ، ص56 مي‌فرمايد :

قد اجمعت الأمّة على أن أمير الموءمنين عليه‏السلام تأخّر عن بيعة أبي بكر ... والمحققّون من أهل الإمامة يقولون: لم يبايع ساعة قطّ .

اجماع امت است كه امير المؤمنين عليه السلام در آن شش ماه بيعت نكرده است . و بعد از هم اهل سنت مي‌گويند كه بيعت كرده است . محققين از شيعه بر اين عقيده هستند كه علي عليه السلام حتي يك ساعت هم با خلفا بيعت نكرده است .

حال ما فرض را می گذاریم بر چیزی که صحیح بخاری گفته قبول است ، اگر رابطه حضرت علی با خلفا خوب بوده است چرا از همان اول بیعت نکرده است و شش ماه به تاخیر انداخت .

 

13- اگر رابطه حضرت علی و حضرت زهرا با خلفا خوب بوده است به تصریح متواتر صیحیح بخاری و مسلم است که حضرت زهرا از آنها ناراحت و خشمگین بوده و با آنها صحبت نمی کرده است :

 

فَغَضِبَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ رَسُولِ اللَّهِ‏ فَهَجَرَتْ أَبَا بَكْر، فَلَمْ تَزَلْ مُهَاجِرَتَهُ حَتَّى تُوُفِّيَتْ .[ صحيح البخارى: ج‏4 ص‏42، ح‏3093، كتاب فرض الخمس، ب 1 باب فَرْضِ الْخُمُسِ]حضرت زهرا از ابوبكر غضبناك شد و از او قهر كرد و اين قهر كردنش تا روز وفات حضرت زهرا ادامه داشت .

فَوَجَدَتْ فَاطِمَةُ عَلَى أَبِي بَكْر فِي ذَلِكَ . . . ، فَهَجَرَتْهُ فَلَمْ تُكَلِّمْهُ حَتَّى تُوُفِّيَتْ .[ صحيح البخارى: 5 / 82، (ص 802 ح 4240) كتاب المغازى، ب 38 باب غَزْوَةُ خَيْبَرَ . ب‏16 باب قَوْلِ النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم، ج لاَ نُورَثُ مَا تَرَكْنَا فَهُوَ صَدَقَةٌ  و صحيح مسلم: ج 5، ص 154، ح 4471، كتاب الجهاد والسير (المغازى )]

فَهَجَرَتْهُ فَاطِمَةُ، فَلَمْ تُكَلِّمْهُ حَتَّى مَاتَتْ .[ صحيح البخارى، ج 8، ص 3، ح 6726، كتاب الفرائض، ب 3 باب قَوْلِ النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم لاَ نُورَثُ مَا تَرَكْنَا صَدَقَةٌ]

باز از عايشه نقل است در صحیح مسلم و بخاری:

فَلَمَّا تُوُفِّيَتْ، دَفَنَهَا زَوْجُهَا عَلِيٌّ لَيْلاً، وَلَمْ يُؤْذِنْ بِهَا أَبَا بَكْرٍ وَصَلَّى عَلَيْهَا، وَكَانَ لِعَلِيٍّ مِنَ النَّاسِ وَجْهٌ حَيَاةَ فَاطِمَةَ، فَلَمَّا تُوُفِّيَتِ اسْتَنْكَرَ عَلِيٌّ وُجُوهَ النَّاسِ.[ صحيح بخارى، ج 5، ص 82، ح 4240، كتاب المغازى،  ب 38، باب غَزْوَةُ خَيْبَرَ و صحيح مسلم، ج 5، ص 154، ح 4470، كتاب الجهاد والسير (المغازى )، ب 16 - باب قَوْلِ النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم «لاَ نُورَثُ مَا تَرَكْنَا فَهُوَ صَدَقَةٌ.]هنگامي كه حضرت زهرا از دنيا رفت ، حضرت علي عليه السلام آن حضرت را شبانه دفن كرد و به ابابكر اعلام نكردند كه در تشيع و تدفين آن حضرت شركت كند .

این چه رابطه است که در معتبر ترین صحیحین آورده شده است ؟ اگر رابطه خوب بود که حضرت زهرا شبانه دفن نمی شد ؟ اگر رابطه خوب بود که حضرت زهرا اجازه می داد ابوبکر بر او نماز بگذازد ؟ اگر رابطه خوب بود که حضرت زهرا با ابوبکر بیعت می کرد ؟ اگر رابطه خوب بود که حضرت زهرا از ابوبکر خشمگین نبود ؟ واقعا تعجب میکنم که امر به این روشنی را چگونه توجیه می کنید که اگر حضرت زهرا از ابوبکر خشمگین بود و با او صحبت نمی کرد و در همین حال بود تا از دنیا رفت و با توجه به اینکه بیعتی گردن او نبود و  در احادیث داریم :

مَنْ مات وليس في عنقه بيعة مات ميتة جاهلية . {صحيح مسلم ، مسلم النيسابوري ، ج3 ، ص1478و  السنن الكبرى ، البيهقي ، ج8 ، ص156 و مجمع الزوائد ، ج5 ،‌ ص218 و مشكاة المصابيح ، ج2 ، ص1088و  سلسلة الأحاديث الصحيحة ، ج2 ، ص715 .}هر كس بميرد و بر گردن او بيعت با امامي نباشد ، به مرگ جاهلي مرده است .

باید بگویید حضرت زهرا در مرگ جاهلیت مرده است چرا که از امام خود خشمگین و ناخشنود بود و قطعا فردی که در مرگ جاهلیت مرده است وارد بهشت نمی شود در حالی که در صحیحن داریم :

فَاطِمَةُ سَيِّدَةُ نِسَاءِ أَهْلِ الْجَنَّةِ . { صحيح البخارى: ج‏4 ص‏209، ح (قبل‏3711)، كتاب فضائل الصحابة، ب‏12 باب مَنَاقِبُ قَرَابَةِ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم . ج‏4، ص‏219، ح (قبل 3767)، كتاب فضائل الصحابة، ب‏29 باب مَنَاقِبُ فَاطِمَةَ عَلَيْهَا السَّلاَمُ .}حضرت زهرا ، بانوي تمام بهشتيان است .

 

أَمَا تَرْضَيْنَ أَنْ تَكُونِي سَيِّدَةَ نِسَاءِ أَهْلِ الْجَنَّةِ أَوْ نِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ . {صحيح البخاري: ج‏4، ص‏183، ح‏3624، كتاب المناقب، ب‏25 باب عَلاَمَاتِ النُّبُوَّةِ فِي الإِسْلاَمِ}

 

أَمَا تَرْضَىْ أَنْ تَكُونِي سَيِّدَةَ نِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ أَوْ سَيِّدَةَ نِسَاءِ هَذِهِ الأُمَّةِ. {صحيح مسلم: ج‏7 ص‏144، ح‏6208، كتاب فضائل الصحابة رضى الله تعالى عنهم، ب‏15، باب فَضَائِلِ فَاطِمَةَ بِنْتِ النَّبِيِّ عَلَيْهَا الصَّلاَةُ وَالسَّلاَمُ}

 

این تضاد را در کتب صحیحین خود چگونه توجیه می کنید ؟

 

تنها رابطه ای که حضرت علی در حکومت خلفا داشت در جایی بود که اصل اسلام در خطر می افتاد و نه به خاطر علاقه ای که به خلفا داشت بلکه به خاطر وحدت مسلمانان و حفظ اسلام بود. همانند شبهات که یهود و نصاری در دین اسلام با سوالات خود ایجاد می کردند و چون خلفا عاجز در مقابل پاسخگویی بودند به سراغ حضرت علی می آمدند و از او کمک می خواستند و از خود عمر داریم در کتب اهل سنت فراوان است که می گفت : "لولا علی لهلک عمر" "اگر علی نبود عمر هلاک می شد " و یا در قضاوتها بود و یا امری را که خلفا عاجز می ماندند و از حضرت علی درخواست کمک و مشورت می کردند و اگر مربوط به آبروی اسلام  و مسلمین بود حضرت به آنها مشورت می داد و در غیر این صورت حضرت علی 25 سال خانه نشین بود و به کار باغداری و کشاورزی و حفر چاه مشغول بودند و چاهای امروز مدینه گواه هستند که بعد از 1400 سال در مدینه هنوز چاههای را که حضرت علی با دستان مبارک خود حفر کردند معروف به ایشان هستند و وجود دارند .

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آبان ۱۳۸۷ساعت 15:53  توسط محمد امین  |