الحمدالله الذي جعلنا و من المتمسكين بولايه امبرالمومنين و الائمه المعصومين صلوات الله عليهم اجمعين

چهار اتفاق بزرگ در روز 24 و 25 ذيحجه اتفاق افتاده است كه چهار برگ زرين بر جايگاه اهل بيت پيغمبر اكرم (ص) مي باشد كه بدين قرار است :

1-      روز 24 ماه ذيحجه جريان مباهله بين رسول خدا و اهل بيتش و مسحيان نجران صورت گرفت كه سوره آل عمران آيه 61 به اين ماجرا اشاره دارد .

2-      در همان روز 24 ماه ذيحجه پيش از حركت به سوي مسيحيان رسول خدا اهل بيت خود (حضرت علي ، حضرت فاطمه ، حسنين) كه همين چهار نفر بيشتر نبودند را زير عباي خود جمع كرد و سرانجام آيه تطهير سوره احزاب آيه 33 از سوي خداوند متعال نازل شد.

3-      در روز 24 ماه ذيحجه حضرت علي (ع) هنگام نماز و در حال ركوع انگشتري خود را به فقير بخشيدند  و بزرگترين سند ولايت آن حضرت در سوره مائده آيه 55 به مسلمانان عرضه شد .

4-      در روز 25 اين ماه پس از سه روز روزه داري علي (ع) . همسر و فرزندانش و بخشيدن غذاي افطاري خود به مسكين ، يتيم و اسير ، سوره مباركه هل اتي (انسان) در شان اين بزرگان نازل شد .

با درج اين فضايل در كتب مقدس آسماني هم بر نورانيت قرآن افزوده شد و هم ذره اي از كرامات و برجستگي اهل بيت پاكي نبي را براي ديگران متذكر شد باشد براي آيندگان بلكه بيانديشند و تفكر كنند . بنده اين محبت و مودت آسماني را به تمامي شيفتگان اين خاندان پاك و اسماني تبريك مي گويم ( گواراي وجودتان اين مستي آسماني)

قبل از شروع لازم است كه بگويم تمامي حرفهايي كه اينجا زده شده است و زده خواهد شد مبتني بر اعتقادي است كه در كتب اهل سنت مي باشد و هيچ چيزي را از زبان خود نخواهم آورد و سعي بر اين دارم بهترين آراء و نظراتي كه براي پاسخگويي دارند نقل كنم . اما هيچ ادعايي بر كامل بودن حرفهايم ندارم ولي اين نظراتي كه بعضي از دوستان اهل سنت بنده به من انتقال دادند يا در بخش نظرات در وبلاگ گفته اند كه بنده به ام المومنين عايشه بي احترامي كردم ، فحش دادم و از اينگونه حرفها كه در كمال بي انصافي و تعصب متاسفانه زده شده است بايد بگويم :يكجا از مطالب اين وبلاگ را بياوريد كه مطلبي را از  منبع ضعيفي نقل كرده باشم يا حرفي زده باشم كه اصلا خودم گفته باشم كه شما حمل بر بي احترمي كرديد . الحمدالله تمامي احاديثي كه تا به حال آورده شده مثل شير دادن عايشه و غيره از معتبر ترين كتب حديثي خود شما مي باشد و اگر بازگو كردن اينها فحش و بي ديني به حساب مي آيد پس قطعا مولفين صحيح مسلم و بخاري و مسند حنبل از بنده بي دين تر و فحاش گو تر مي باشند

بازهم خودم و بقيه دوستان را دعوت مي كنم كه بدون هيچ گونه تعصب و جانبداري نسبت به اشخاص فكر كنند و كمي با رعايت انصاف و ادب بيشتر حرفها و نظرات خود را بازگو كنند و اعلام مي كنم به تمامي بازديد كنندگان اهل سنت كه بنده حاضر هستم هر گونه كه بخواهيد باهم به تبادل اطلاعات بپردازيم و در مورد موضوعات مختلف به بحث و گفتگو بپردازيم . حتي حاضرم از روي كتب فارسي زبان خودتان مثل عيانات كه به آن خيلي مباهات مي كنيد به صحبت بنشينم تا ببينيم حق با چه كسي است . مطالبي كه در ادامه خواهيد خواند جوابهايي است كه معمولا  پيروان اهل سنت در مقابل سوالهاي كه در پست قبلي (انتخاب امام ضرورت عقلي) نوشته شده است مي زنند .

تفكر سني

از اين سوال اساسي كه پيامبر اكرم چرا بعد از خود جاشيني انتخاب نكرد هيچگاه طفره نرفتند بلكه جوابهاي دارند كه به آنها مي پردازيم:

1-      پيامبر اكرم (ص) در حالي از دنيا رفتند كه به بهترين امت از خود به جاي گذاشته بود ، صحابه اي كه خداوند از آنها راضي است و آياتي زيادي از قران گواه بر اين مطلب در قران آمده است از جمله " خيره امه اخرجت للناس "و يا "خير اصحاب انبياء"  لذا پيامبر خاتم امت خود را مثل چوپاني كه گوسفنداني كه هيچ نمي فهمند ترك نكرد بلكه پيامبر با اين كار به حق و حقوق سياسي ، فكري و اجتماعي مردم كرامت داد و بين آنها مشورت قرار داد"جعل امرهم شوري بينهم"  و اين احترام كامل به عقل و شعور انساني است و حتي قبل از رحلت پيامبر او را به مشورت با اين صحابه خود دستور مي دهد "وشاورهم في الامر" بنابراين بهترين افراد گرد هم جمع آمدند و بهترين خليفه بعد از خود را با مشورت انتخاب كردند و همه رضايت به اين انتخاب داشتند چرا كه نظر همه بر اين انتخاب بود.

2-      پيامبر اكرم (ص) امت را بدون راهنما رها نكرد زيرا در بين آنها قران بود . ثقل اكبر خداوند ، معجزه جاويدي كه تنها كافيست به دستورات آن عمل شود تا انسان به رستگاري برسد ، كتاب آسماني كه بيان كننده همه چيز است "تبيان لكل شي" و تحريف در او همانند كتب آسماني قبل راهي ندارد"انا له الذكر لحافظون" ، كتابي آسان و قابل فهم براي همه قرار داده است " وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ "" براستيكه آسان گردانيديم قرآن را براي پند گيري پس آيا هست كسي كه پند گيرد؟" اين آيه سورة القمر آية 17- 22 - 32 -40 اين همه تاكيد از سوي خداوند متعال براي اين نيست كه اين كتاب همانند چراغي فروزان براي هدايت امت كافيست و اين همه جزو واضحات هست كه خداوند متعال تمامي اصول را از كتاب خود فرو گذار نكرده است و اگر امامت هم جزوي از اين اصول بود در نص صريح قرآن قطعا مي آمد اما نه حتي آيه اي كه به صراحت عنوان شود نيامده است بلكه حتي نام امامان نيز نيامده است .

بنده در پست بعدي ان شاالله نظرات مكتبي خود را خواهم آورد و جواب اين تفكر برادران اهل سنت خود را خواهم داد .

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی ۱۳۸۶ساعت 9:19  توسط محمد امین  |