|
یکی از ماجراهایی که هیچکس نمی تواند آن را انکار کند و در بیان رد آن براید حتی آنها که دشمن ترین نسبت اعتقادات شیعه هستند ماجرای غدیر خم است و برای بیان این مطلب نیازی به سند حدیث نیست چرا که امری مسلم و متواتر است که همگان آن را قبول دارند . اما جالب است که بدانید با چنین رویداد بزرگی که شیعه معتقد است در آن امر جانشینی پیامبر مشخص شده است در مقابل اهل سنت با چه دلایلی این اتفاق را رد می کنند . حال ما به بررسی دلایل اهل سنت می پردازیم که به طور خلاصه آنها می گویند در حدیث من كنت مولاه فعلي مولاه که آن را قبول دارند مقصود پیامبر دوست بوده نه آنکه شیعه آن را تعبیر به جانشین می کند . تفکر طرفداران مکتب خلفا : پيامبر خدا (ص)سپاهي را به فرماندهي خالد بن وليد به يمن فرستاد غنائم زيادي را به دست آوردند . پیامبر (ص)علي بن ابيطالب را فرستاد تا خمس غنائم را اجرا كند و بقيه را تقسيم نمايد . او از اين كار فارغ شد در حالي كه خسته به نظر ميرسيد . همراهان از او خواستند تا كه شتران خود را استراحت بدهند و بر شتران به غنيمت گرفته شده شوار شوند . علي آنان را منع كرد سپس براي خود جانشيني تعيين كرد و خودش زودتر رفت تا كه به مراسم حجة الوداع برسد . جانشين علي (ع) به هر يك از همراهانش يك لباسي از كتان داد و به آنان اجازه داد كه بر شتران به غنيمت گرفته شده سوار شوند . علي (ع) بعد از فارغ شدن از مراسم حج نزد آنان بازگشت ، لباس و شتران را از افراد گرفت و بر نائبش خشمگين شد و او را بر كارش سرزنش كرد . گلايه و شكايت در ميان سپاه ظاهر شد و با علي به مخالفت پرداختند و هنگام رسيدن به پيامبر شكايت خود را از رفتار علي اعلام كردند . بدين ترتيب در ميان همراهان پيامبر بحث علي و شاكيانش منتشر شد و سخن عليه علي نزد پيامبر افزايش يافت . بريده ميگويد : وقتي نزد پيامبر رسيدم از كار علي انتقاد كردم و اشكالات او را گفتم تا ديدم چهره پيامبر (ص)تغيير كرد و فرمود : آيا من از خود مؤمنين نسبت به آنان اولي نيستم (ألست اولي بالمؤمنين من أنفسهم )، گفتم : بله ، سپس فرمود : من كنت مولاه فعلي مولاه پس پيامبر در ميان ما بلند شد و فرمود : اي مردم از علي شكايت نكنيد ، قسم به خدا او با تقواتر از آن است كه از او شكايت شود . تفکر طرفداران مکتب اهل البیت : این جریانی را که می اورند در واقع می خواهند بگویند که پیامبر حدیث غدیر را به این دلیل فرمودند که دیدند در مورد حضرت علی (ع) انتقاد و بد گویی زیاد شده است و برای اینکه به این حرفها پایان دهند 120 هزار نفر جمعیت را در صحرای غدیر خم جمع کردند و گفتند هر کس من دوست او هستم علی نیز دوست او می باشد تا دیگر بد گویی ها پیرامون حضرت علی (ع) خاتمه یابد چنانکه ابراهیم محمدی مولف کتاب عیانات که نقدی بر کتاب تیجانی می باشد و در رد عقاید شیعه می باشد و بارها در این کتاب به توهین و بد گویی علیه تیجانی و شیعه پرداخته است می گوید : در اينكه پیامبر (صلی الله علیه و سلم) چنين جملهاى«من كنت مولاه فهذا على مولاه! اللّهم وال من والاه و عاد من عاداه!»در حقّ علي (رضي الله عنه) فرموده، هيچ شكّى نيست.. امّا بايد ديد كه چرا اين جمله را در آن محل فرمود؟ و در واقع بايستى به روايات و تواريخ معتبر و متواتر مراجعه كرد تا ديد كه چه مسألهاى پيش آمده بود كه باعث گرديد، پیامبر (صلی الله علیه و سلم) چنين بگويد.. و چرا لفظ ولايت (وال و والاه) را در برابر عداوت (عاد و عاداه) قرار داد؟ بعد در ادامه همان جریانی را که در بالا بنده بطور خلاصه آورده ام به طور مشروح توضیح می دهد و بعد از آن می گوید : اين سه برخورد بجا و قاطعانه علي (رضي الله عنه) با همراهانش - يعنى جريان كنيزك، و سختگيرى او در جلوگيرى از استفاده مركبهاى زكات، و اقدام او در بازپسگيرى لباسهايى كه در غيابش توزيع شده بودند - باعث كينه و دشمنى آنها با علي (رضي الله عنه) گرديد و گلايه و شكايتهاى خود را دهان به دهان منتقل كردند و افراد زيادى را در انتقاد و اعتراض به علي (رضي الله عنه) با خود شريك ساختند! ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر ۱۳۸۷ساعت 9:58  توسط محمد امین
|
آيه تبليغ يـا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مـا اُنْزِلَ إِلَيْكَ مِن رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رَسَالَتَهُ واللهُ يَعصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللهَ لاَيَهْدِي القَوْمَ الكَافِرينَ (مائده، آيه 67) اى پيامبر! آنچه را از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، كاملا (به مردم) برسان; و اگر (اين كار را) نكنى رسالت او را انجام نداده اى. خداوند تو را از (خطرات احتمالى) مردم نگاه مى دارد و خداوند، جمعيّت كافران (لجوج) را هدايت نمى كند تأكيدات فراوان و بى سابقه اى آیه شریفه 1 ـ آيه با خطاب «يـا أَيُّها الرَّسُولُ» شروع مى شود، و تنها دو بار در قرآن استفاده شده است ، این خطاب نشانگر اهمّيّت و ويژگى خاصّ مطلب و موضوعى است كه پيامبر(ص) به خاطر آن مورد خطاب واقع شده است. 2 ـ كلمه «بَلِّغْ» نشانه ديگرى بر ويژگى خاصّ مضمون آيه فوق است، زيرا: اوّلا: اين كلمه منحصر به فرداست و در سراسر قرآن فقط در اين آيه به كار رفته است. ثانياً: به گفته «راغب» در كتاب «مفردات» اين كلمه تأكيد بيشترى نسبت به كلمه «أَبْلَغْ» دارد; زيرا هر چند اين كلمه نيز تنها در يك آيه قرآن آمده است، ولى شايد در كلمه «بَلّغ» علاوه بر تأكيد، تكرار نيز نهفته باشد. يعنى اين مطلب آن قدر مهم است كه بايد حتماً آن را به مردم برسانى و براى آنها تكرار كنى. پيامبر(ص) عملا نيز چنين كرد، آن حضرت مسأله جانشينى حضرت على(ع) را از اوّلين روزهاى ظهور اسلام تا هنگام وفات بارها به مردم گوشزد كرد. 3ـ جمله «وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغَتَ رِسالَتَهُ» شاهد سومى بر ويژگى خاصّ اين آيه است، مطلبى كه پيامبر(ص) مأمور به ابلاغ آن شده است، اساس وستون رسالت و نبوّت است; چرا كه اگر پيامبر(ص) آن را به انجام نرساند، گوئيا نبوّت خويش را به انجام نرسانيده است! 4 ـ جمله «وَاللهُ يَعصِمُكَ مِنَ النَّاسِ» از آنجا كه اين مأموريّت حسّاس و ويژه، خطراتى دارد و احتمال بروز واكنشهاى پنهان و آشكارى از سوى اشخاص ضعيف الايمان و منافق مى رود، لذا خداوند متعال حفظ جان پيامبر(ص) را در برابر خطرات احتمالى تضمين مى كند ، نشانه ديگرى بر بزرگى و اهمّيّت مضمون اين آيه مباركه است. مطلب مهمّى كه آيه تبليغ از آن خبر مى دهد چيست؟ مأموريّت مهمّ پيامبر اسلام كه احتياج به تضمين صريح الهى دارد كدام است؟ پيامبر(ص) بايد چه مطلبى را به مردم بگويد كه مساوى با تمام رسالت اوست؟ خداوند از پيامبرش(ص)چه چيزى را مى خواهد كه از سويى او را تهديد و از سوى ديگر وعده حفظ جانش را مى دهد؟ ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم آذر ۱۳۸۷ساعت 10:54  توسط محمد امین
|
|