قُلْ لاَ أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى وَمَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْناً إِنَّ اللهَ غَفُورٌ شَكُورٌ

(اى پيامبر ما!) بگو: «من هيچ پاداشى از شما بر رسالتم در خواست نمى كنم، جز دوست داشتن نزديكانم (=اهل بيتم)» و هر كس كار نيكى انجام دهد، بر نيكى اش مى افزاييم; چرا كه خداوند آمرزنده و سپاسگذار است.   «سوره شورى، آيه 23»

 

مودّت اهل بيت، پاداش رسالت

«قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً» ـ بدون شك پيامبر اسلام(ص) در راه ابلاغ رسالت خويش و انجام مأموريّتهاى الهى، رنجهاى فراوان و زحمتهاى زيادى متحمّل شد; ولى هرگز در مقابل اين كارهاى با ارزش از كسى طلب اجر و پاداش نكرد و در مقابل برخى از مسلمانان كه به خدمت آن حضرت رسيدند و عرض كردند: «اگر مشكلات مالى پيدا شد اموال ما بدون هيچ گونه قيد و شرطى در اختيار تو مى باشد» آيه فوق نازل شد كه پيامبر از هيچ كس در مقابل رسالت مزدى نمى طلبد.

 

«إِلاَّ الْمَوَدَّةَ في الْقربى» ـ پيامبر اسلام (ص) تنها يك چيز از مسلمانان، به عنوان اجر و مزد رسالت طلب كرد و آن «دوستى نزديكانش» بود.

 

«قربى» كيانند؟

تمام بحث در اين آيه شريفه، پيرامون كلمه «قربى» و تفسير آن دور مى زند.بعضى از دانشمندان و مفسّران خيلى ساده از كنار اين آيه شريفه گذشته اند و به خويش زحمت تأمّل و تفكّر نداده اند و يا چون با پيشداوريهاى آنان هماهنگ نبوده، چنين وانمود كرده اند! در حالى كه آيه شريفه عمق زيادى دارد. براى پى بردن به عظمت آيه و آنچه در آن مطرح شده است، همين مسأله را از زبان ساير پيامبران(ع)در قرآن مجيد جستجو مى كنيم.

 

اگر سرى به سوره شعراء بزنيم، خواهيم ديد كه مسأله اجر و مزد رسالت قبل از پيامبر اسلام(ص)از زبان پنج تن از پيامبران بزرگ ديگر، حضرت نوح، هود، صالح،  لوط، و شعيب(ع)، نيز مطرح شده است. ولى آن بزرگواران هيچ اجر و مزدى، حتّى دوستى نزديكان خويش را طلب نكرده اند! تمام اين بزرگواران فرموده اند:

وَمَـا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْر إِنْ أَجْرِىَ إِلاّ عَلَى رَبِّ الْعـالَمِينَ

من براى اين دعوت (و رسالت) هيچ اجر و مزدى از شما نمى طلبم، اجر من تنها بر پروردگار عالميان است!

(سوره شعراء، آيات 109، 127، 145، 164 و 180. اين مطلب از قول آن پيامبران بزرگوار(ع) در ساير آيات قرآن نيز نقل شده است.)

راستى چطور اين پيامبران هيچ گونه اجر و مزدى در خواست نكرده اند، ولى پيامبر اسلام(ص) «دوستى نزديكانش» را به عنوان اجر و مزد رسالت خويش مطرح كرده است؟

آيا مقام پيامبر اسلام(ص) بالاتر بوده، يا مقام ساير پيامبران الهى(ع)؟ بدون شك خاتم الانبياء، حضرت محمّد مصطفى(ص) افضل از تمام انبياء بوده است .چطور پيامبر اسلام(ص) كه برترين پيامبر خداست اجر و مزد رسالت مى طلبد، در حالى كه هيچ يك از پيامبران الهى گذشته اجر و مزدى نطلبيده اند؟!

 

سؤال : هدف پيامبر(ص)از اين اجر و مزد چه بوده است. آيا اين اجر و مزد را صرفاً براى خود مى خواسته; يا در اين تقاضا هم، اهداف مقدّس ديگرى نهفته است كه سود آن به مردم و مسمانان بازگشت مى كند؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۸۸ساعت 18:39  توسط محمد امین  | 

إِنَّمـا وَلِيُّكُمُ اللهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلَوةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَوةَ وَهُمْ راكِعُونَ

سرپرست و ولىّ شما، تنها خداست و پيامبر او و آنها كه ايمان آورده اند; همانها كه نماز را برپا مى دارند، و در حال ركوع، زكات مى دهند. «سوره مائده، آيه 55»

دور نماى بحث

سوره مائده مشتمل بر قسمت مهمّى از آيات ولايت است; زيرا اين سوره در اواخر عمر پيامبر اسلام (ص) نازل شده است. و از سوى ديگر مسأله ولايت و جانشينى هم به صورت طبيعى در اواخر عمر مطرح مى شود، بدين جهت اين سوره مشتمل بر آيات متعدّدى از آيات ولايت است. به هر حال، آيه شريفه فوق يكى ديگر از آياتى است كه به روشنى ـ با توضيحى كه خواهد آمد ـ دلالت بر ولايت امير مؤمنان على (عليه السلام) دارد.

نشانه هاى ولىّ

«إِنَّمـا وَلِيُّكُم اللهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذينَ آمَنُوا» مى دانيم كه كلمه إنَّما در ادبيّات عرب از الفاظ حصر شمرده شده است و معادل فارسى آن، كلمه «فقط» يا جمله «اين است و جز اين نيست» مى باشد; بنابراين، ولى و سرپرست شما مؤمنان، فقط سه دسته اى هستند كه در آيه شريفه آمده است و غير از اين سه، هيچ كس ولىّ مؤمنان محسوب نمى شود; سه دسته مذكور عبارتند از:

1ـ خداوند 2ـ رسول خدا (ص) 3ـ «الذين آمنوا; آنها كه ايمان آورده اند» البتّه نه تمام مؤمنان; بلكه بعضى از آنها طبق شرائطى كه در ادامه آيه آمده است.

«الَّذينَ يُقِيمُونَ الصَّلوةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَهُمْ راكعُونَ» ـ گروه سوم از اولياء مؤمنان، مؤمنان هستند، امّا نه همه مؤمنان; بلكه مؤمنانى كه اوّلا اقامه نماز مى كنند و علاوه بر اقامه نماز، زكات مى پردازند و ثالثاً زكات را در حال ركوع نماز به مستحقّ آن مى دهند.

نتيجه اين كه، ولى و سرپرست شما مؤمنان فقط سه دسته هستند:

1ـ خداوند  2ـ پيامبر(ص) 3ـ آنها كه ايمان آورده اند و نماز را برپا مى دارند و در حال ركوع زكات مى دهند.

«اَلَّذينَ آمَنُوا» در اين آيه كيست؟ «ولى» به چه معناست؟

راه اوّل: تفسير آيه با قطع نظر از احاديث

 ابتدا به تبيين و تشريح كلمه «ولى» مى پردازيم; زيرا اگر معناى اين كلمه روشن شود، بسيارى از مسائل حل خواهد شد. برخى از مفسّران اهل سنّت براى دور كردن مخاطبان خويش از معناى روشن آيه، معانى بسيارى، بيست و هفت معنى(1)براى ولى ذكر كرده اند، تا بگويند اين كلمه لفظ مشتركى است كه معانى مختلفى دارد و ما نمى دانيم كه خداوند در اين آيه كداميك از آن معانى را اراده كرده است; پس آيه مبهم است و دلالت بر چيزى ندارد!

ولى هنگامى كه به لغت مراجعه مى كنيم و كلمات و نظريّات متخصّصين لغت را مطالعه مى نمائيم، مشاهده مى كنيم كه آنان بيش از دو تا سه معنى براى كلمه «ولى» نگفته اند. بنابراين بقيّه معانى، همه، به اين سه معنى باز مى گردد! اين سه معنى عبارتند از:

1 ـ «ولى» به معناى يار و ياور و ناصر، و ولايت به معناى نصرت و يارى است.

2 ـ معنى دومى كه براى ولايت گفته اند، سرپرستى و صاحب اختيار بودن است، بنابراين «ولى» سرپرست و صاحب اختيار است.

3 ـ سومين معناى «ولى» دوست و رفيق است; هر چند انسان را نصرت و يارى نكند. ولى از آنجا كه دوست در عالم رفاقت، غالباً به يارى انسان مى شتابد، معناى سوم نيز به معناى اوّل باز مى گردد; بنابراين، از نظر دانشمندان لغت «ولى» داراى دو معناى عمده است و بقيّه معانى به اين دو باز مى گردد.

«ولى» در استعمالات قرآن

 اكنون به قرآن باز مى گرديم و موارد استعمال اين كلمه را در اين كتاب عزيز بررسى مى نمائيم.

كلمه «ولى» و «اولياء» نزديك به هفتاد بار در قرآن مجيد استعمال شده و در معانى مختلفى به كار رفته است.

1ـ در بعضى از آيات به معناى «يار» و «ياور» و «ناصر» استعمال شده است; مثل آيه شريفه 107 سوره بقره، كه خداوند مى فرمايد:

وَمـا لَكُمْ مِنْ دُونِ اللهِ مِنْ وَلِىٍّ وَلا نَصير/و جز خدا، ولىّ و ياورى براى شما نيست.

2ـ «ولى» در برخى از آيات به معناى «معبود» است، آيه 257 سوره بقره از جمله اين آيات است:

اَللهُ وَلِىُّ الَّذينَ آمَنُوا ... وَالَّذينَ كَفَرُوا اَوْلِيائُهُمُ الطّاغُوتُ/ خداوند، معبود كسانى است كه ايمان آورده اند... (امّا) كسانى كه كافر شدند، معبود آنها طاغوتها هستند.

3ـ اين كلمه در قرآن مجيد به معناى «هادى» و «راهنما» نيز آمده است، در آيه 17 سوره كهف مى خوانيم:

وَمَنْ يُضْلِلْ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ وَلِيّاً مُرْشِداً/و هر كس را (خدا) گمراه نمايد، هرگز ولىّ و راهنمايى براى او نخواهى يافت.

در اين آيه شريفه، همانطور كه مشاهده مى كنيد، كلمه «ولىّ» به معناى هادى و راهنما آمده است.

4ـ در بسيارى از آياتى كه مشتمل بر اين كلمه است، «ولى» به معناى سرپرست و صاحب اختيار است; به نمونه هايى از اين آيات توجّه كنيد:

الف- ولىّ، در اين آيه به معناى سرپرست و صاحب اختيار است.البتّه ولايت در اين آيه شريفه ولايت تكوينيّه است.

وَهُوَ الَّذي يُنَزِّلُ الْغَيْثَ مِنْ بَعْدِ مـا قَنَطُوا وَيَنْشُرُ رَحْمَتَهُ وَهُوَ الْوَلِىُّ الْحَمِيدُ(شورى/28)

او كسى است كه باران سودمند را پس از آن كه مأيوس شدند نازل مى كند و رحمت خويش را مى گستراند; و او ولىّ (و سرپرست) و ستوده است.

ب ـ در آيه شريفه 33 سوره اسراء، كه در مورد ولايت تشريعى بحث مى كند، آمده است:

وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّهِ سُلْطاناً /و آن كس كه مظلوم كشته شده، براى ولىّ و سرپرست او سلطه و حقّ قصاص قرار داديم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم مرداد ۱۳۸۸ساعت 19:54  توسط محمد امین  |