X
تبلیغات
اختلاف شیعه و سنی

بسم الله الرحمن الرحیم

چه چیز با عث شده است که دیگر کفر جهانی به فکر حمله نظامی در ایران نباشد و یا وقتی می خواهد این کار را انجام دهد ، با شبیه کوچک تر ایران یعنی حزب الله لبنان شروع می کنند که اگر توانستند بعد با خود ایران وارد حمله نظامی بشوند ؟

سوال اساسی :

ایران و حزب الله لبنان چه چیزی در خود دارند که دیگر مسلمانان ندارند که باعث پیروزی آنها شده است؟

چرا ایران و حزب الله مانند چند کشور دیگر مسلمان در عرض شش روز بر سر جای خود نشستند و هنوز گردن کشی در مقابل کفر می کنند ؟

جنگ نظامی ما با کفر قطعا پرونده ای بسته و خاک خورده است و پرونده باز دیگری در حال جریان می باشد که ما متاسفانه نسبت به آن بی تفاوت هستیم . جنگی که مقام معظم رهبری بیش از 10 سال است توسط عبارتهایی همچون شبیه خون فرهنگی ، تهاجم فرهنگی می خواهد ذهن ما را متوجه به این موضوع کند .در این جنگ ما در بخشهای مختلف  و اساسی آسیبهای بسیار جدی را دیده ایم  و برای برطرف کردن این خرابیها باید بسیار بیشتر از زحماتی که بابت آبادانی هشت سال جنگ دفاع مقدس کشیده ایم را باید متحمل شویم تا اگر شد اثر خرابیهای آنها را از جامعه خود بزداییم.

فقط کافی یکمی نگاهمان را نسبت به مسائل دور و اطرافمان دقیق تر کنیم و متوجه شویم که دشمن برای پیروزی در این جنگ تمام قوای خود را عزم کرده است و دارد فعالیتهای گسترده و عظیمی را هر روز برنامه ریزی و انجام می دهد  و اگر بخواهیم بدانیم برنامه های چند سال آینده دستگاههای فرهنگی ما از قبیل صدا و سیما ، سینما ، مطبوعات ، سایتهای مختلف اینترنتی ، مراکز دانشگاهی و ... بدانیم چه می باشد ، نباید برای پیدا کردن جواب سوال  در داخل کشور دنبال جواب باشیم و مغز متفکری از خارج را هادی جریانات فرهنگی ، اجتماعی کشور خودمان باید بدانیم . اگر بخواهی بدانی که چه لباسی برای پوشیدن ، چه لوازمی برای راحت زندگی کردن ، چه تفکری برای موفقیت بیشتر ، چه رشته خوبی برای ادامه تحصیل دادن و هرچی چه که برای آینده لازم است را بدانی ،جوابش را باید در مغز افرادی ببینی که پارلمان آمریکا ملیون ها دلار برای که علیه نابودی ایران  تلاش می کنند پیدا کنی ؟ و این بودجه تنها یک سمبل در کشور آمریکا است تا بقیه بدانند که هر کسی در گروه آنها نباشد همین وضعیت را خواهند داشت و به نظر من ده ها برابر این پول ها ی ملیون دلاری را که قرار است دولت آمریکا بپردازد ، صاحبان کره زمین (صهیونیزم) که اقتصاد و سرمایه دنیا دست آنها می باشد هزینه می کند بلکه بتواند قدمی به سوی جهانی بدون مزاحم بردارند .

یکی از اساسی ترین پایگاههایی که توسط دشمن مورد حمله قرار گرفته است مباحث اصول اعتقادی می باشد  و با  پرداختن به جزئیاتی همانند نماز ، حجاب ، روزه ، امر به معروف و ... راه را برای رسیدن به اصل گشوده اند.

ضرورت بحث

از اصلی ترین دلایلی که ما نسبت به این موضوعات بی اهمیت می باشیم این ست که ضرورت و هدف از پیگیری این گونه مباحث را نمی دانیم .خیلی وقت است که دشمنان اسلام با ایجاد تنش و تفرقه بین صفوف مسلمین بهرهای بسیاری می برد و حال هر وقت که می خواهد بحثی میان شیعه و سنی پیگری شود ، اینگونه مباحث را مخالف وحدت دانسته و نباید به این موضوعات دامن زد .

آمریکا در حال موشک هوا کردن است و ما اونوقت نشستیم سر موضوعی که برای 1400 سال پیش است دعوا می کنیم .!

این جمله ای است که با کمی بالا و پایین مخالفین این گونه بحثها می زنند (در واقع حرف دشمن را می زنند) و اعصاب خورد کن قضیه همین رفیق و رفقای حزب اللهی و مذهبی خودمون (البته در نگاه عرف) می باشند که بیشتر نقش هویج را در این جریانات بازی می کنند یا دنبال درس خوندن بیش از حد یا عرفان بازی یا هیئت بازی ... سر خودشون با حاشیه گرم کرده اند . البته این مختص دانشگاه فقط نمی شه ، نمونه بارزش همین وبلاگهای مذهبی که زده می شود ، خوب فکر کنید ببینید چقدر برای خودشون می نویسند و چقدر برای اعتقادات شیعه در زمینهای مختلف ، اکثرآ در حال بازی کردن با جملات هستند. همیشه از طرف بچه شیعه ها بحث در این گونه موارد مورد غفلت قرار می گیرد(کسی احساس مسئولیت نمی کنه!) ولی در عوض بیا و ببین که این براداران اهل سنت برای اثبات خودشان چه کارها که نمی کنند در هر جا که بتوانند حرفی حتما خواهند زد و شبهات خود را عرضه خواهند کرد و بدون هیچ تعارفی وارد شبهه پراکنیهای خود برای شیعیان می شوند و در مقابل بچه های مظلوم و ساکت شیعه صدا شون در نمیاد .

سوال اساسی : چه ضرورتی دارد وارد این گونه مباحث شویم؟

اول –چه کسی گفتگوی اعتقادی که همراه با ادب و انصاف و بدون از تعصب برگزار شود ایجاد تنش می کند و مخالف وحدت می باشد ؟ اگر دو انسان عاقل سر مسائلی با هم به گفتگو بپردازند این کار باعث جدایی می شود یا نزدیکی این دو به هم ؟

بزرگترنی راهی که بشود وحدت بین مسلمین را شکل داد ایجاد همین گونه گفتگوها می باشد .اگر این امت بزرگ جهانی اتحاد داشته باشند خود بهتر از همه می دانی که بسیاری از مشکلات امروز جهان اسلام به راحتی رفع خواهد شد پس نه تنها این گونه بحثها تفرقه افکن و کار بیهوده نمی باشد بلکه برای جهان مسلمین  وحدت آفرین و امری ضروری است

دوم – تحقیق و پژوهش به ویژه در اصول اعتقادی امری لازم و ضروری در قرآن آورده شده است . سوره اسراء آیه 35 ما را از پیروی آنچه شناخت نداریم منع کرده است .

پیامبر اکرم(ص) می فرمایند :امت من بعد از من به هفتاد و سه فرقه تقسیم می شوند که تنها یک گروه از آنها اهل بهشت و بقیه داخل جهنم می شوند .

این حدیث مورد اتفاق شیعه و سنی می باشد ،این حدیث برا ما واجب می کند که مکتب حقه را پیدا کرده چون بقیه اهل جهنم می شوند و برای انسان اهل جهنم ضرورت عقلی دارد که تمام کارهای خود را رها کند تا خود را ازاین عذاب ابدی برهاند و قطعا طبق این حدیث یا اهل سنت و یکی از فرقش و یا شیعه و یکی از فرقش اهل نجات هستند و دومی در کار نمی باشد .

فقط قبل از وارد شدن به بحث توجه به این نکته مهم است که بحث با رعایت ادب ، انصاف و بدور از تعصب باید انجام گیرد و هرگونه افراط وتفریطی نباید همراه باشد .

بزرگترین اختلاف بین شیعه و سنی

دلیل اصلی اینکه نام وبلاگ را تقابل فکری شیعه و سنی گذاشتم به ای دلیل است که می خواهم با کاری که شاید تا به حال انجام نشده است را شروع بکنم که ابتدا نظرات و اعتقادات شیعه را بیاورم و دلایل که برای حقانیت ولایت ائمه اهل البیت داریم را بگویم ولی با همین ، کار تمام نمی شود چرا که برادران و خواهران اهل سنت با این موضوعات آشنایی دارند و جوابی برای این دلایل ما برای خود از دیدگاه مکتب خود دارند به بیان دیگر آنچه راکه ما بخواهیم به عنوان دلیل ارئه بدهیم انها برای خود جوابی را دارند مثلا وقتی کتاب آنگاه هدایت شدم دکتر تیجانی چاپ شده است و در سطح وسیعی در تمام بلاد اسلامی انتشار یافت. این کتاب دانشمندان اهل سنت را به فکر وا دشت که در مقابل این هجمه شبه آور پیرامون مکتب خود کاری را انجام دهند و مقابله بکنند که می توان به چاپ دو کتاب که در جواب کتاب آنگاه هدایت شدم نوشته شده است که نام یکی بلکه گمراه شده ای و عیانات اشاره کرد . در واقع آنها با این کار خود خواسته اند آنچه را که به عنوان ایراد از آنها گرفته شده است از قرآن و سنت جواب بدهند و در مقابل شبه هایی را بر علیه شیعه وارد سازند مثلا ازدواج عمر با ام کلثوم یا دوستی حضرت زهرا و امیر المونین با خلفا . من با دوستان سنی خود وقتی صحبت می کنم به راحتی این خط فکری که به این گونه که بیان شد در افکار و صحبتهای آنها مشخص است و در مقابل سوالات ما همین جوابهایی را می دهند که در همین گونه کتابها آورده شده است   .

بنده در این وبلاگ سعی میکنم ابتدا نظرات شیعه را بیان کنم و بعد جوابهایی را که اهل سنت در مقابل آن برای گفتن دارند را در حد توانم به شکل بسیار خوب و جامعه به همان شکلی  که بهترنی وجه پاسخگویی باشد ان شاالله خواهم آورد و دوباره به به پاسخگویی آنها خواهم پرداخت تا دیگر هیچ چیز کم و کاست برای مقابله فکری با برادران اهل سنت نداشته باشید و جوابهای آنها را جلو جلو قبل از پاسخگویی آنها بدانید .

حال به مهمترین موضوع  و اصلی ترین دلیلی که بین شیعه و سنی اختلاف انداخته است و باعث جدایی اساسی بین این دو فرقه شده است می پردازم. در زمان حیات پیامبر شیعه و سنی صحبتی ندارد که پیامبر  زمام همه امور را باید در دست داشته باشد و هرچه که او بگوید همه باید گوش دهند و اجابت کنند و آنگونه کنند که او که رسول و فرستاده خداست می خواهد انجام دهند . اما بعد از رحلت ایشان بزرگترین اختلاف این شد که چه کسی باید همانند پیامبر اکرم زمام امور را در دست داشته باشد به واقع مرجعیت فکری در نگاه اهل سنت و شیعه دو دیدگاه متفاوت است و تمامی اختلافات از این موضوع ناشی می شود که بعد از فوت رسول اکرم شیعه معتقد به ادامه داشتن فرستاده ای  از جانب خدا برای انسانها که همان ائمه معصومین هستند و در مقابل اهل سنت قائل به این هستند که خدا انتخاب جانشین بعد از پیامبر را به خود مردم واگذار کرده است و چون دین پیامبرخاتم نبوتش به پایان رسیده است و دیگر نیازی به فرستاده از جانب خدا نیست و با استفاده از قرآن معجزه جاوید و سنت پیامبر اکرم مسلمین باید در امور خود را راه گشا باشند . از دیدگاه شیعه وقتی می گوییم جانشینان بعد از پیامبر ائمه معصومین هستند به این معنا نیست که قرار باشد آیین جدید از طرف آنها به مردم ابلاغ شود در واقع آنها امام بر مردم هستند نه پیامبر یا رسولی مانند 124 هزار پیامبر گذشته که شریعت را در بین مردم بیاورند بلکه می گوییم شریعت و یا احکام و عقاید اسلامی به وسیله پیامبر خاتم بر مردم ابلاغ شده است و ائمه به عنوان تبین کننده این احکام می باشند و تمامی دستوراتشان طبق قرآن و سنت می باشد و هم آن چیزهایی را می گویند که پیامبر اکرم گفته است و یا به دلیل محدودیت زمانی یا مطرح نبودن آن مسئله در آن زمان پیامبر نتوانسته است به مردم بگوید و از طریق جانشیان خود این جوابها و هدایتهای لازم را برا ی نسلهای آینده سینه به سینه بیان کرده است به بیان دیگر اگر امام رضا در 150 سال بعد از پیامبر اکرم دستور یا حکمی را می دهد دقیقا مطابق با آن چیزی خواهد است که پیامبر آنرا در زمان حیات خود بیان کرده است و هیچ گونه تفاوت حکمی از زمان پیامبر کرم تا امام یازدهم امام حسن عسگری علیه السلام پیدا نخواهید کرد و هر چه را که پیامبر و یا امام گفته است امام بعد ان را تصدیق و یا بیان جامع تر مطابق با تفکر مردم زمان خود بیان داشته است .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 22:33  توسط محمد امین  | 

پس از قتل خلیفه سوم مردم به دو گروه اصلی تقسیم شدند : پیروان حضرت علی و خونخواهان عثمان که به فرماندهی معاویه ملعون رهبری می شدند و پس از صلحی که معاویه با امام حسن داشت ، معاویه فرمانروای مسلمین گشت و آن سال را به نا عام الجماعه (سال جماعت) نامگذاری کرد .بعد از رحلت رسول خدا یعضی از صحابه منافق زمان حضرت رسول خدا هر چقدر که توانستند در شریعت پیامبر اکرم اختلاف ایجاد کردند و مردم را به گمراهی کشاندند و  بسیاری از احکام  را عوض کردند و بدعتهای مختلف در دین گذاشتند و سیره پیامبر که ساده زیستی و حقوق برابر بود و بسیاری دیگر از رفتارهای پیامبر را زیر پای خود گذاشتند . ان شاالله ما به بیان این حقایق از کتب معتبر اهل سنت خواهیم پرداخت که چه بر سر اسلام آوردند !

خواهیم گفت از بی عدالتی آنها در زمان خود پیغمبر اکرم و صب کردن پیامبر در زمان حیاتش به وسیله خلیفه دوم و بی احترامی کردن به سفارشات پیغمبر در خصوص جانشین خود ، یک دانه دخترش ، اهل بیتش که بسیار سفارش آنها را کرد . آن اعتقاداتی که الان اهل سنت دارند تنها بخش کمی از ان چیزی است که پیغمبر گفته است و در واقع آنها پیرو سنت نیستند ، آنها پیرو سنت خلفا سه گانه و حکومت بنی امیه و بنی عباس هستند و از همان ابتدا که حکومت را خلیفه اول در دست گرفت به از بین بردن آنچه که رسول خدا برای آن زحمت کشیده بود پرداختند از آتش زدن احادیث پیغمبر بگیر تا کشتن افرادی که به بهانه پرداخت نکردن زکات و در اصل مخالف بودن با حکومت کشته شدند اما بیشترین شکل گیری اعتقادات اهل سنت زمان حکومت بنی امیه اتفاق افتاد . معاویه که با اصل اسلام مخالف بود و همه تلاش خود را انجام داد که نام رسول الله را از بین ببرد هر چه خواست بر سر اعتقادات عده ی جاهل که به ریسمان الهی(اهل بیت) چنگ نزده بودند انجام داد او مردم را اصرار و وادار به دشنام علی و لعن او بر منبرهای مساجد می نمود که این کار به مدت 60 سال به عنوان سنت قرار گرفت و اگر در خبطها نماز جمعه و غیره سب و دشنام علی را نمی دادند عبادت انها باطل بود.(صحیح مسلم باب فضائل علی ابن اب طالب) حال این احادیث از بهترین کتب اهل سنت بخوانید :

         دوستی علی ایمان و دشمنیش نفاق است . صحیح مسلم ج 1 ص 61 و 48

         تو از منی و من از تو هستم . صحیح بخاری ج 2 ص 76

         هر که من مولای اویم ، پس علی مولایش است. با رالها ، دوست بدار هر که او را دوست دارد و دشمن بدار هر که او را دشمن دارد .    صحیح مسلم ج 2 ص 362 . مستدرک حاکم ج 3 ص 109 . مسند امام حنبل ج 4 ص 281

         هر که علی را دشنام دهد ، مرا دشنام داده ، و هر که مرا دشنام دهد خدا را دشنام داده است و هرکه خدا را دشنام دهد ، خداوند او را با صورت به آتش جهنم خواهد انداخت . مستدرک حاکم ج3 ص 121 . مسند امام حنبل ج6 ص 33 .

لعنت خدا بر معاویه ابن ابی سفیان که آنها طبق احادیث خودشان معاویه فردی منافق و بی ایمان ، دشمن پیغمبر خدا و  خداوند متعال می باشند . این ندانستن تاریخ و اعتقادات است که بگوییم خلفا اهل سنت تنها با حضرت علی کینه داشتند ، دشمن اصلی آنها پیغمبر اکرم بود و لی چون نمی توانستند به پیغمبر آسیبی برسانند و به خواستهای خود برسند تمام عقدهای خود را بر سر حضرت علی خالی کردند.این فرد ملعون توسط خود پیغمبر اکرم به شهادت کتابهای خودشان نیز لعن شده است:

         رسول خدا (ص) ابوسفیان را دید که بر چهار پایی سوار بود و معاویه آن را می کشید و یزید(برادر معاویه ملعون) از پشت سر آن را به حرت وا میداشت ، پس رسول خدا فرمود : لعنت خدا بر او که سوار است و بر او که آن را می کشد و بر او که از پشت به حرکت وا می دارد.   تاریه طبری ج11 ص 357

در یکی از سفرها همراه رسول الله بودیم ، پس شنیدیم که دو نفر ترانه می خوانند و یکی دیگیری را جواب می دهد . ناگهان رسول خدا فرمود : ببینید این دو نفر چه کسانی هستند ؟ گفتند : معاویه و عمر بن عاص . رسول خدا دستها را به آسمان بلند کرد و فرمود : خداوندا ! آنها را واژگون ساز و هر دو را در دورزخ افکن .(منبع را بزودی می زارم حدیث دیگری در صحیح بخاری هست که اضافه خواهم کرد.)

در حکومتی که با لعن علی و در واقع اهل بیت پیغمبر باعث ترفیع رتبه در دستگاه حکوتی خواهی داشت و بر عکس اگر دوستی ثابت شود بین او و خاندان پیغمبر تمامی سهمیه او از بیت المال مسلمین قطع خواهد شد و خونش و زنانش حلال می شوند برای بقیه ، خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل که چه بر سر دوستان اهل بیت آورند و در مقابل منافقان زمان پیغمبر چه جایگاهی پیدا کردند که الان اگر از یک سنی در مورد یکی از صحابه بخواهی صحبت کنی حتی اجازه فکر کردن به خود نمی دهد و بدون استثنا همه آنها را صاحب عدالت و پیروی از آنها را باعث سعادت می داند و در مقابل تا بخواهی یک کلام از اهل بیت پیامبر بگویی گوشهایشان کر و چشمهایشان نابینا می شود از شدت تعصب و کور دلی .و خنده دار این جاست که آنها خود را محب اهل بیت می دانند و ما را متهم به زیاده روی در محبت اهل بیت معرفی می کنند (ان شا الله به تک تک موضوعات جداگانه خواهم پرداخت).

غرض ستمی بود که شیعیان علی از زمان فوت پیغمبر اکرم که تعداد بسیار کمی داشتند و در زمان حکومت ایشان عده ای مردم فهمیده بودند که سالها در حکومت سه خلیفه  چه بر سر اسلام آمده بود و عده ای هم آن زمان به جرگه محبین ایشان اضافه شدند و در تمامی این سالها مدافعین از اهل بیت پیامبر مورد ظلم و ستم فراوان قرار گرفتند و بالاخره در حکومت خلفای ملعون بنی عباس که اوج دشمنی و شیعه کشی در آن زمان بود که برای اشاره می گویم ضرب المثل به درد لای جرز دیوار می خوری از آن زمان شکل گرفت که شیعیان و محبین علی را به جرم دوست داشتن او در ساخت و سازهای بنی عباس لای دیوارهای ساختمانی می گذاشتند و در همچین خفه قانی برای شیعیان علی آقایان اهل سنت با حمایت حکومتهای وقت شکل گرفتند و چهار مذهب مختلف اهل سنت (شافعی ، حنبلی ، مالکی ،حنفی) در آن زمان با احتهادات این چهار مرد شکل گرفت و بعد از آن هم باب اجتهاد بسته شد(امری غیر عقلی) تا تعداد بیش از این نشود(چون نفرات دیگری هم ادعای اجتهاد کرده بودند) و مردم پیرو سنت از یکی از این چهار نفر پیروی کنند . البته شیعه کشی در عصر حاضر هم نیز در جریان است و هنوز پای درخت ولایت خونهای بسیاری در حال ریختن می باشد هنوز هم عده ای که دشمن خدا هستند به بهانه بهشت رفتن خون برادران و خواهران من و تو را دز افغانستان ، پاکستان ، عراق ، لیبی و بسیاری از کشورهای مسلمان می ریزند تنها به جرم این که پیرو علی هستند و این اصلی ترین دلیل است که من را وادار می کند مطالبی را برای این وبلاگ بنویسم هر چند که خواننده ای هم نداشته باشد . این خونهای ریخته شده بر زمین است که من را وادار می کند که وقت بگذارم حتی شده برای یک نفر که بیاید این مطالب را بخواند و از حقانیت مکتب خود بیش از پیش آگاه شود و در مقابل دشمنان خدا و ولایت خدا را بخوبی و آگاهی کامل بشناسد.

به یاری خدا می خواهم از عدالت نداشته بعضی از صحابه صحبت کنم و اختلافاتی که در دین ایجاد کردند به نام پیروی از سنت و بدعتهای که در دین گذاشته شد که بخشی از این حرفها را در مورد عایشه که بسیار برای آنها مورد تقدیر است تا حدودی انجام شد . این مطلب را هم باید بگویم که بنده سعی می کنم بسیار خلاصه حرفها را بزنم با توضیحات بسیار کم و بیشتر دوست دارم کلیدهایی را به شما بدهم که با تفکر در آن به حقانیت مکتب خود بیشتر پی ببرید و تنها مجموعی از احادیثی را جمع آوری کنم از کتب معتبر اهل سنت که برا ی شما راه گشا باشد.

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آبان 1386ساعت 14:24  توسط محمد امین  |